من و آسمان

آخرین مطالب

یه روزی هم آنتروپی صفر می شه

پنجشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۳، ۱۱:۳۱ ب.ظ

داشتم میرفتم سمت همون گوشه مطلوب ولی خب نخواستی چنان هل م دادی اون جایی که می خواستی که اگه بخوام توصیف ش کنم مثل یه مربی که ورزش کار پرت کنه وسط رینگ روبروی یک حریف آماده. آره همین طوری هل م دادی جلو همه چیزایی که می ترسیدم همه چیزایی که یاد نداشتم. ناراضی نیستم ولی خب جالب نبود دیگه. هماهنگ نبودم اصلن.

// من هر بار میام بلند بشم از این گوشه با این هدف که بیام قاطی جماعت هی باید یه چیزی ببینم تو دانشکده برگردم سر جام. مسئله بود می گفت قورباغه ۳متر می پره ۲ متر میاد پایین کی می رسه فلان جا. همون. 

//اگه الان قورباغه رو غلط نوشتم تقصیر صفحه کلید گوگل ه :-"

// دل خور نشو آدما عوض می شن همیشه. مستنده بود پارسال تو مدرسه با تعجب می دیدی. همون.

// امروز رفتم معنی یک کلمه رو از گوگل بپرسم دیدم می گه بیاین کمک کنین ترجمه ها بهتر بشه. اولی رو ترجمه کردم متوجه شدم دارم جمله های بی ربط رو همین طور می خونم یه جوری انگار داستانه. ترجمه هم نمی کردم حتا. 

// حقیقتا قصد داشتم چیز دیگه ای بنویسم :-"