من و آسمان

دوشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۱، ۰۷:۲۶ ب.ظ

قدر مطلق

گاهی وقت ها سرت را می اندازی پایین و دل خوشانه جلو می روی که هشداری می رسد از سویی و تو را به فکر وادار می سازد! اما این اتفاق فقط برای آدم ها نیست گاهی در علم هم همین رخ می دهد! کلی اطلاعات جدید کشف می کنید و حسی شما را به ادامه دادن دعوت می کند که ناگهان هشداری می رسد و جهان دستور ایست می دهد و می گوید: ادامه ممنوع، باید اندکی فکر کنی! از آن هدیه بی نظیر خدا استفاده کن! و در واقع ادامه کار غیر ممکن می شود و هر وقت در علم کم می آوریم و راهی برای ادامه نیست از روشی به نام استاندارد سازی استفاده می کنیم! یعنی یک عامل که مزاحم است را حذف می کنیم و در حقیقت دورش می زنیم!

——-

این آسمان هم با مدرسه ما شباهتی دارد بزرگ:بی نظمی! و تفاوتی دارد بزرگ تر، این که بی نظمی آسمان نظم خاصی دارد آن چه در مدرسه ما پیدا نمی شد! ستاره ها در آسمان هر جا که دوست دارند قرار گرفته اند و در فواصل مختلف، فاصله هم هر کار که دوست دارد با نور این ستاره های بی چاره می کند یکی را پرنور نشان می دهد و یکی را کم نور در حالی که حقیقت را نشان می دهد ولی با یک دوران ۱۸۰درجه! این مشکلی است که سر راه ما وجود دارد. خیال آن است که نیازش داریم! در ذهن خود با مکان ستاره ها بازی کنید… همه را بیاورید در یک فاصله مشکل در خیالاتمان حل شد! کاری که باید در واقعیات بکنیم این است: در روابطی که به دست می آوریم این فاصله خیالی را یک جوری جا می دهیم! حالا ابر کنار می رود و حقیقت ظاهر! و در این فاصله خیالی قدر مطلق به دنیا می آید. قدر مطلق اطلاعات واقعی از ستاره است و با درخشندگی ستاره رابطه دارد ولی قدر ظاهری داده هایی است از حالتی که ستاره ها در فواصل مختلف هستند و با روشنایی ارتباط دارد.

——

مشکل حل شد، به کار خود ادامه می دهیم!

——

پ.ن: یک چند جلسه از کلاس به دلیل بیماری عقب ماندم بنابراین در ادامه با یک پرش می روم سر بحث فتومتری و طیف سنجی ! و دیگر این که اگر دوست دارید بگویید روابط عددی را هم جا بدهم در این نوشته ها



نوشته شده توسط
ساخت وبلاگ در بلاگ بیان، رسانه متخصصان و اهل قلم

قدر مطلق

دوشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۱، ۰۷:۲۶ ب.ظ

گاهی وقت ها سرت را می اندازی پایین و دل خوشانه جلو می روی که هشداری می رسد از سویی و تو را به فکر وادار می سازد! اما این اتفاق فقط برای آدم ها نیست گاهی در علم هم همین رخ می دهد! کلی اطلاعات جدید کشف می کنید و حسی شما را به ادامه دادن دعوت می کند که ناگهان هشداری می رسد و جهان دستور ایست می دهد و می گوید: ادامه ممنوع، باید اندکی فکر کنی! از آن هدیه بی نظیر خدا استفاده کن! و در واقع ادامه کار غیر ممکن می شود و هر وقت در علم کم می آوریم و راهی برای ادامه نیست از روشی به نام استاندارد سازی استفاده می کنیم! یعنی یک عامل که مزاحم است را حذف می کنیم و در حقیقت دورش می زنیم!

——-

این آسمان هم با مدرسه ما شباهتی دارد بزرگ:بی نظمی! و تفاوتی دارد بزرگ تر، این که بی نظمی آسمان نظم خاصی دارد آن چه در مدرسه ما پیدا نمی شد! ستاره ها در آسمان هر جا که دوست دارند قرار گرفته اند و در فواصل مختلف، فاصله هم هر کار که دوست دارد با نور این ستاره های بی چاره می کند یکی را پرنور نشان می دهد و یکی را کم نور در حالی که حقیقت را نشان می دهد ولی با یک دوران ۱۸۰درجه! این مشکلی است که سر راه ما وجود دارد. خیال آن است که نیازش داریم! در ذهن خود با مکان ستاره ها بازی کنید… همه را بیاورید در یک فاصله مشکل در خیالاتمان حل شد! کاری که باید در واقعیات بکنیم این است: در روابطی که به دست می آوریم این فاصله خیالی را یک جوری جا می دهیم! حالا ابر کنار می رود و حقیقت ظاهر! و در این فاصله خیالی قدر مطلق به دنیا می آید. قدر مطلق اطلاعات واقعی از ستاره است و با درخشندگی ستاره رابطه دارد ولی قدر ظاهری داده هایی است از حالتی که ستاره ها در فواصل مختلف هستند و با روشنایی ارتباط دارد.

——

مشکل حل شد، به کار خود ادامه می دهیم!

——

پ.ن: یک چند جلسه از کلاس به دلیل بیماری عقب ماندم بنابراین در ادامه با یک پرش می روم سر بحث فتومتری و طیف سنجی ! و دیگر این که اگر دوست دارید بگویید روابط عددی را هم جا بدهم در این نوشته ها

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۱۱/۰۲